حجت الاسلام محمدرضا جباران، عضو هیئت علمی گروه اخلاق پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در موضوعات مختلف فقهی، تاریخی، حدیثی و اخلاقی، دارای تحقیقات و تألیفات متعددی است. کتاب «غدیر از نگاه اهل سنت» که توسط وی به رشته تألیف درآمده، در سال ۱۳۸۱ به عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی ایران شناخته شد. وی در کارنامه عملی خود، دارای سابقه زندگی و تبلیغ بیست ساله در میان اهل سنت، در نقاط مختلف ایران است. پرسمان در گفت وگویی با وی، واقعه غدیر را از نگاه اهل سنت واکاویده است.

پرسمان: جایگاه غدیر در میان مردم و عالمان دینی اهل سنت چگونه است؟

در این مسئله نباید انتظار داشته باشیم که عموم مردم هم موضع ویژه و متمایزی داشته باشند؛ چون مردم در این مسائل، تابع علمای خودشان هستند و هر موضعی که علما بگیرند، مردم هم می گیرند. نمی شود بین مردم آمار بگیریم و بگوییم نظرشان چیست. ما به کتاب های عمومی مراجعه می کنیم و کتاب ها هم نوشته خواص می باشند. بنابراین، نمی شود بین موضع علما و مردم، تفکیک کرد.

پرسمان: دیدگاه علمای اهل سنت درباره حدیث غدیر چیست؟

در دوره هایی که این تفکیک شیعه و سنی بین مسلمانان وجود نداشته و بحث اقلیت و اکثریت بوده، اکثریت از حکومت های عصر خودشان پیروی می کردند و تابع بودند و اقلیت هم که تشخیص داده بودند این حکومت ها منصوب رسول خدا صلی الله علیه وآله و دین اسلام نیستند، در خانه اهل بیت علیهم السلام می آمدند و تفکیک شیعه و سنی نبود. نسبت به حدیث غدیر در میان اهل سنت، سه دیدگاه وجود دارد که عبارتند از: ۱٫ دیدگاه روایی. ۲٫ دیدگاه تاریخی ۳٫ دیدگاه مفهومی.

متون تاریخی اهل سنت، نگاه تاریخی خوبی نکرده اند؛ مثلاً کامل ابن اثیر، یک کتاب تاریخی مفصل است و نویسنده نمی تواند مدعی شود که من به خاطر اختصار، چیزی را جا گذاشته ام و شیوه نگاهش به حجه الوداع، یک شیوه ای تفصیلی است؛ یعنی از روزی که رسول خدا صلی الله علیه وآله تصمیم به انجام حج می گیرد، نویسنده به تفصیل مباحث آن را آورده و ریز و درشت قضایا را نقل کرده است و حتی اتفاقات کم اهمیت را هم نقل کرده است؛ اما وقتی ایام حج تمام می شود، تنها یک جمله می گوید؛ «ثم رجع الی المدینه»! انگار پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله به طریق غیبی در مکه غایب شده و در مدینه حاضر شده است و در این چند صد کیلومتر راه، هیچ اتفاقی نیفتاده است و برای این که بتواند از حدیث غدیر بگذرد، اصلاً از مکه تا مدینه را نادیده گرفته است. این، نگاهی است که مورخان اهل سنت داشته اند. من مطالب ابن اثیر را نقل کردم؛ چون خواستم به دقت نسبت داده باشم و بقیه مورخان هم بهتر از این نقل نکرده اند!

اما از دید روایی، به حدیث غدیر، نگاه خیلی خوبی شده است و آن چه ما اکنون در دست داریم، حاصل این نگاه است. حدود ۱۱۰ صحابی، حدیث غدیر را نقل کرده اند؛ اما وقتی به دوره تابعین می رسیم، از این جا کم کم صف بندی ها مشخص می شوند و از نقل ها کاسته می شود. بنابراین، حدود ۸۴ تابعی، حدیث غدیر را نقل کرده اند و وقتی به علمای قرن دوم هجری می رسیم، رقم نقل حدیث، به ۵۶ می رسد. در قرن سوم ۹۲ نفر از عالمان این حدیث را نقل کرده اند و در قرن چهاردهم، تنها نوزده نفر از علمای اهل سنت، این حدیث را نقل کرده اند. از میان عالمان حدیثی اهل سنت، احمد حنبل نگاه خوبی به این حدیث داشته و با چهل سند آن را نقل کرده است.

از نگاه مفهومی، تا زمان فخر رازی در قرن هفتم، کسی در مفهوم این حدیث، شبهه نکرده است. مفهوم حدیث، روشن است و بیشتر بحث بر روی جمله «من کنت مولاه» است؛ چون کل پیام واقعه غدیر، در همین پیام «من کنت مولاه فعلی مولاه» خلاصه می شود. از ساعتی که رسول خدا صلی الله علیه وآله این جمله را فرمود، تا زمان فخر رازی، هر کس این حدیث را می شنید، می گفت: پیامبر صلی الله علیه وآله علی علیه السلام را به خلافت بعد از خودش انتخاب کرده است.

پرسمان: در تفاسیر اهل سنت از آیاتی که در مورد غدیر است، چه تفسیری ارائه شده است؟

اهل سنت اجمالاً این آیات را به وقایع دیگری مربوط می دانند که با مفاد آیه سازگار نیستند. بعضی می گویند: این آیه، مربوط به فتح مکه است؛ اما در آن زمان که تهدیدها برداشته نشده بود که خداوند بگوید: نترسید. تنها روزی که مناسب نزول این آیه می باشد، همین روز غدیر است؛ چون در این روز است که کفاری که منتظر وفات رسول خدا صلی الله علیه وآله بودند، با منصوب شدن حضرت علی علیه السلام فهمیدند که جریان اسلام وابسته به وجود رسول خدا صلی الله علیه وآله در این دنیا نیست و نا امید شدند و همه وقایعی که اهل سنت برای نزول این آیات در نظر می گیرند، وقایع بعدشان درستی آنها را مخدوش کرده است.

پرسمان: اگر اهل سنت با این حدیث آشنا شوند، نگاهشان چگونه خواهد بود؟

ما ابتدا باید خواسته خودمان را مشخص کنیم و بعد به تأثیرپذیری دیگران به آن توجه کنیم. ما در موضوعی که بین اهل سنت و شیعه مورد گفت وگوست، دو مطلب مهم داریم؛ یکی تعیین خلیفه بلافصل رسول خداست که اگر فرض کنیم تمام اهل سنت هم در این مورد نظر ما را بپذیرند، باز هم فرصت خلافت حضرت علی علیه السلام از دست رفته است و آثار آن دیگر محقق نخواهد شد. حرف دیگر، این است که این دین با صرف نظر از این که چه کسی خلیفه باشد، یک مفاد و پیامی دارد. این پیام را باید از چه کسی یا کسانی بگیریم؟ از حضرت علی علیه السلام و اهل بیت علیهم السلام یا از دیگران؟

دستاورد ما از پذیرش همگانی غدیر، بیش از این نخواهد بود. حضرت علی علیه السلام بیست و سه سال شبانه روز با پیامبر صلی الله علیه وآله بوده است. بنابراین، گرفتن این پیام از او اطمینان آور و به حقیقت، نزدیک تر است.

پرسمان: امروزه بحث و گفت وگو از غدیر، برای مسلمین، تهدید است یا فرصت؟

هر موضوعی، همیشه فرصت است؛ البته بین گفت وگو و مجادله، فرق است، در مجادله، تصمیم بر فهماندن نیست؛ بلکه تصمیم بر به کرسی نشاندن حرف خود است؛ اما گفت وگو، برای فهم حرف یکدیگر است. این گفت وگو، تهدید نیست؛ به شرط این که ما در ادعای وحدت بین شیعه و سنی، صادق باشیم و ضمن این که هر کس به موازین شرعی خود عمل می کند، اشتراکات هویت جمعی – اسلامی خود را حفظ کنیم و در مقابل تهدیدهای خارج از جهان اسلام، متحد باشیم و در نتیجه، این گفت وگوها، مبارک و فرصت است و خدشه ای در اتحاد ما ایجاد نمی کند. جنبه تهدید، وقتی است که ما اخلاق را رعایت نکنیم.

پرسمان: پرداختن به این موضوع در جامعه، باید به چه صورت باشد؟

این مطالب باید بین علما و در نشست های علمی، مطرح شود و داور و ناقد علمی باشد. من بیست سال با اهل سنت کار کرده ام و طبیعت کار در بین مذاهب مختلف را می دانم. گفت و گو باید بین کارشناسان و در فضایی علمی، با امکان دسترسی به منابع باشد. بحث، مبارک است؛ به شرط این که موازین بحث، مراعات شود.