۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » اخبار » به من بگو چرا؟
  • شناسه : 1806
  • ۰۲ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۰:۳۸
  • 41 بازدید
  • ارسال توسط :
چرا خداوند این قدر به مسئله “محرم و نامحرم” اهمیت داده و عذاب‌های سختی برای کسی که در این موضوع از حد و مرز میگذره قرار داده؟
چرا خداوند این قدر به مسئله “محرم و نامحرم” اهمیت داده و عذاب‌های سختی برای کسی که در این موضوع از حد و مرز میگذره قرار داده؟

چرا خداوند این قدر به مسئله “محرم و نامحرم” اهمیت داده و عذاب‌های سختی برای کسی که در این موضوع از حد و مرز میگذره قرار داده؟

خداوند متعال به تمامی احکامش اهمیت می‌دهد، اگر چه یک لقمه نانی باشد که تهیه می‌کنید و می‌خورید، یا یک جرعه آبی که می‌نوشید، و یا یک قطره نجسی که روی پوست شما بنشیند، هر چند که از خون و یا نجاسات داخل بدن خودتان باشد، و یا حتی موی مرداری که نه روی تن شریف شما، بلکه روی لباس شما بنشیند. لذا برای جزئی‌ترین امور نیز احکام وضع نموده است.

خداوند متعال به تمامی احکامش اهمیت می‌دهد، اگر چه یک لقمه نانی باشد که تهیه می‌کنید و می‌خورید، یا یک جرعه آبی که می‌نوشید، و یا یک قطره نجسی که روی پوست شما بنشیند، هر چند که از خون و یا نجاسات داخل بدن خودتان باشد، و یا حتی موی مرداری که نه روی تن شریف شما، بلکه روی لباس شما بنشیند. لذا برای جزئی‌ترین امور نیز احکام وضع نموده است.

اگر چه مثال زدن علم، حکمت و فعل خداوند متعال، با بشر (خالق با مخلوق)، جامع و کامل نمی‌باشد، اما از آنجا که انسان، تجلی است، می‌شود برای نزدیکی ذهن، مثال‌هایی از رفتار خودمان (انسان) بیاوریم تا مسئله برایمان روشن‌تر شود.

  • – انسان چه می‌کند اگر سارق، جنایتکار و یا متجاوزی، حتی یک قدم وارد خانه یا حریم او گردد؟!

محرمات، همه حریم‌های الهی هستند که باید رعایت شوند و اجازه‌ی تجاوز به این حدود را نمی‌دهد. اسلام برای فحش دادن نیز جزا گذاشته است و امروزه در تمامی جهان، فحش دادن جرم است و مجازات دارد، چرا که به حدود حرمت طرف مقابل، تجاوز کرده است.

  • – انسان چه می‌کند اگر دشمن متجاوز، اگر چه صد متر یا حتی یک متر وارد خاک کشورش شود؟! نه تنها می‌جنگد تا او را عقب براند، بلکه چه بسا برای همین صد متر، کشته‌ها دهد؛ و البته برای این کشته‌ها، احترام و مقام ویژه‌ای قائل می‌شود.

عالم هستی، سراسر مُلک و مِلک خداست، هم سلطنت از آن اوست، و هم مالکیت؛ پس آن چه در اختیار انسان، که خودش نیز مخلوق و مملوک اوست قرار داده تا اسباب رشدش شود، با تعیین حدودها و مرزهایش می‌باشد.

«يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» (التغابن، ۱)

ترجمه: آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است برای خدا تسبیح می‌گویند؛ مالکیت و حکومت از آن اوست و ستایش از آن او؛ و او بر همه چیز تواناست!

  • – آیا تا کنون کتابی نوشته‌اید و یا با نویسنده‌ی کتابی دیدار و گفتگو نموده‌اید؛ نه تنها برای کلمه به کلمه، بلکه حتی برای حرف به حرف کتابش اهمیت و حرمت قائل است. حقوق امتیازات معنوی، کپی رایت، و حرمت تحریف و … از کجا آمده است؟!

اگر با انتشارات صحبت کنید، به شما می‌گوید که نویسنده‌ی کتاب، حتی نسبت به اندازه‌ی طول و عرض، نوع کاغذ و طراحی روی جلد و پوسته‌ی کتابش نیز حساس است و او تعیین و یا تصویب می‌کند.

تمام عالم هستی، کتاب خداست که به قلم صُنع نوشته شده است، و قرآن کریم، کتاب شرح عالم هستی و قوانین حاکم بر آن می‌باشد که با قلم وحی نوشته است.

  • – چرا تمامی جوامع بشری، از گذشته‌های دور و انسان‌های بدوی گرفته، تا دوران شکوفایی علم، مدنیت، ارتباطات و …، قانونمند هستند، و برای انسان و تمامی موجودات عالم، حقوق قائل هستند، قوانین فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، بین الملل (حقوق)، و مجالس قانونگذاری دارند، دانشگاه‌های حقوق برای تربیت حقوقدان تأسیس می‌کنند، و البته در ساختار لوازم رعایت حقوق می‌کوشند و متعارض و متجاوز به این حقوق را مجازات می‌کنند؟!

آیا خداوند علیم و حکیمی که عالم هستی و از جمله انسان را خلق نموده است و به آدمی عقل و قوه‌ی اختیار داده است، او را هدایت نکند، حدود و ثغور و حقوق‌ها را برایش تبیین و ابلاغ ننماید، و بر ضرورت رعایت این حقوق، تأکید ننماید و برای انسان متکبر، قانون شکن و متجاوز به حقوق خود و دیگران، [بر اساس حقوق و حدودی که او تعیین نموده است]، جریمه و مجازاتی نگذارد و آدمی را از عواقب امور و کارهایش مطلع ننماید؟!

“حُکم”، از آن خداوند حکیم است، چرا که خالق، اندازه‌گذار، مالک و سلطان اوست و بازگشت به سوی اوست.

«وَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ» (القصص، ۸۸)

ترجمه: و با خدا معبودى ديگر مخوان خدايى جز او نيست جز ذات او همه چيز نابودشونده است فرمان از آن اوست و به سوى او بازگردانيده مى‌‏شويد.

حکمت احکام:

علت وجود احکام که همان قوانین و حقوق می‌باشد، این است که خداوند علیم و حکیم، عالم هستی را غیر علیمانه، حکیمانه و بی‌قانون و نظم خلق ننموده است -برای بازی، سرگرمی و تفریح خودش نیز خلق ننموده است. پس هر چیزی را بر اساس اندازه‌های معینی خلق نموده است و بر همان اساس نیز هدایت می‌نماید، «الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى * وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى – همان که خلق نمود و سامان بخشید * و همان که اندازه گذاشت و هدایت نمود / الأعلی، ۲ و ۳».

اما، حکمت و ضرورت رعایت احکام الهی از سوی انسان، این است که او نیز نه تنها برای بازی خلق نشده است، بلکه بالقوه “خلیفة الله” خلق شده است و باید این قوه و استعداد را شکوفا نموده و به فعلیت برساند، تا به کمال مطلوب برسد. و تحقق این مهم، بدون رعایت حقوق و احکام، محال است.

انسان خودش، برای رعایت سلامت بدنش، هزاران هزار قانون علمی را رعایت می‌کند، پدر و مادر برای نوزاد و کودک، و دانشمند و یا پزشک برای فرد و اجتماع، از خودشان نیز حساس‌تر می‌باشند – انسان حتی برای کشاورزی و دامپروری، حقوقی بر اساس قوانین علمی کشف شده قائل شده است، حتی برای شکار و یا قطع درختان و یا صید از دریاها و اقیانونس‌ها و یا حتی انتشار یک ویروس! و البته “حکومت”ها، با ابزاری چون: مجلس، دولت و وزارتخانه‌هایش، قوه‌ی قضاییه، نیروی انتظامی و ده‌ها سازمان و نهاد دیگر، به شدت حمایت و نیز مراقبت و محافظت می‌نماید و متخلف را مجازات می‌نماید.

حقوق اجتماعی:

چون هیچ کس مال خودش نیست، و اساساً انسان هیچ مالکیتی ندارد، و همگان جزء واحدی از یک اجتماع بزرگ هستند، حتی حقوق فردی هم به نوعی حقوق اجتماعی محسوب می‌گردند، ولی در عین حال، نه فقط در اسلام، بلکه در تمامی حقوق‌های نوشته شده و نانوشته‌ی جهان بشریت، حدود حوزه‌ی شخصی، با حقوق حوزه‌ی اجتماعی، جدای از هم تعریف شده‌اند، و حتی آزادی‌های مشروع فردی نیز به مرزهای عدم ورود و نفوذ و تجاوز به حقوق دیگران تبیین و وضع گردیده‌اند.

خداوند علیم، حکیم و ربّ، تمامی حدود فردی و اجتماعی زندگی انسان را در دنیا ، آن گونه که باید، مقدر، تبیین و ابلاغ نموده است، و البته اهمیت حقوق اجتماعی، به مراتب بیشتر است.

تجاوز به حقوق فردی، قانون‌شکنی فردی، ظلم به خود، با یک استغفار (طلب بخشش) جدی و توبه‌ی جدی (بازگشت از گناه به سوی او)، قابل جبران است، اما تعدی، تجاوز، ضایع نمودن و ظلم به حقوق اجتماعی را چگونه می‌توان جبران نمود؟! محرم و نامحرم، از اولین و جدی‌ترین حقوق فردی و اجتماعی می‌باشد.

عذاب‌های سخت:

اولاً چرا آدمی خداوند متعال را بندگی نکند، اوامر و نواهی‌اش را رعایت ننماید، به رحمت، مغفرت و لطف واسعه‌ی او ننگرد، و از آن مقامات و پاداش‌های غیر قابل توصیفش بگذرد، و بگوید: چرا اگر به حدود الهی تجاوز نمودم، مجازاتش سنگین است؟! خب، مجازات سنگین برای این است که آدمی از عواقب کار نادرستش با خبر شود و انجام ندهد. مثل این است که قاتل بگوید: چرا برای من که دوست دارم آدم بکشم، حکم اعدام وجود دارد؟!

ثانیاً، عذاب‌های بیان شده و خبر داده شده، چیز جدایی از نتیجه و بازخورد اعمال نیستند، بلکه همه، همان نتیجه‌ی تکوینی اعمال می‌باشند. آیا کسی می‌پرسد: چرا اگر بذر، کاشت و داشت درست شود، به برداشت مطلوب می‌رسد، اما اگر آفت زده شود، فاسد و نابود می‌گردد؟!

اگر پوست و گوشت تن آدمی و نیز آتش، بر اساس اندازه‌های معینی خلق شده‌اند، پس پوست و گوشت آدمی، با نزدیکی و تماس با آتش، می‌سوزد. آیا کسی می‌گوید: این چه تقدیر و سرنوشت سختی است و چرا چنین است؟!

محرم و نامحرم:

محرم و نامحرم، یعنی همین حدود و قوانین؛ چه در رابطه با زن و مرد باشد و چه هر چیز دیگری. حتی معنویات نیز محرم و نامحرم دارند. چنان که فرمود: آدم مست، نماز نخواند – دشمن، نامحرم است – غریبه، نامحرم است …؛ و انسان عاقل، اسرار و دارایی‌های مادی و معنوی خویش را در اختیار و مورد بهره‌برداری نامحرمان قرار نمی‌دهد. به قول حافظ رحمة الله علیه:

تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی – گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

دانش‌آموز را به بدون ثبت نام و پذیرش شرایط تحصیل، به مدرسه راه نمی‌دهند – همگان را به ساختار دورنی ادارات راه نمی‌دهند، حدودی برای مدیران، کارمندان و مراجعان قائل می‌شوند – اگر مجموعه، مانند مراکز امنیتی، اطلاعاتی، نظامی، و حتی مؤسسات تحقیقاتی حساس علمی و … باشد، برایش محدوده‌ای بسیار دورتر را مرز قرار می‌دهند و اجازه‌ی نزدیکی و حتی عکسبرداری از دور را نمی‌دهند.

*** – بنابراین، قوانین محرم و نامحرم بین زن و مرد، هم حقوق فردی است، و هم حقوق اجتماعی است، هم زیرساخت روابط اجتماعی است، هم نقش اصلی را در فرهنگ، اخلاق، امنیت، روان، سلامت روح و بدن، و حتی چگونگی تعهدات افراد نسبت به یک دیگر، حقوق زن، شوهر، فرزند، مالکیت، نفقه، ارث … و هم قوانین علمی و ژنتیک در نسل، و هم تعریف و حدود و حقوق ارتباطات سببی و نسبی و هم چگونگی کنترل نفس، در تعدی به حقوق خود و دیگران و …، را مشخص می‌کند و می‌سازد.

آیا به این مهم، اهمیت ندهد و رعایت حدود و یا عدم رعایت آنها و تجاوز و ظلم به حدود خود و دیگران در این امر، هیچ اثر و نتایج دنیوی و اخروی نداشته باشد؟! آیا رعایت اصول ساختاری و ضرورت مراقبت و حفاظت از آنها (که در یک دیوار ساده نیز مهم است)، در زندگی فردی و اجتماعی بشر، مهم نباشد و رعایت و عدم رعایت آن، مساوی باشد؟!

«قُلْ لَا يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَالطَّيِّبُ وَلَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبِيثِ فَاتَّقُوا اللَّهَ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (المائدة، ۱۰۰)

ترجمه: بگو: «(هیچ‌گاه) ناپاک و پاک مساوی نیستند؛ هر چند فزونی ناپاک‌ها، تو را به شگفتی اندازد! پس، از (مخالفت) خدا بپرهیزید ای صاحبان خرد، باشد که رستگار شوید!

برچسب ها

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*