۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » به من بگو چرا؟
  • شناسه : 1781
  • ۲۹ دی ۱۳۹۷ - ۱۰:۱۱
  • 85 بازدید
  • ارسال توسط :

چرا و به چه دلیل، بسیاری از اعراب پس از رحلت پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله مرتد شدند؟!

علل و عوامل برای شناخت عقلی و ایمان قلبی، همان بوده که اکنون هست و علل و عوامل کفر، شرک، نفاق و ارتداد نیز همان بوده که اکنون هست؛ چرا که انسان از ابتدا تا کنون همین بوده که اکنون هست.

علل و عوامل برای شناخت عقلی و ایمان قلبی، همان بوده که اکنون هست و علل و عوامل کفر، شرک، نفاق و ارتداد نیز همان بوده که اکنون هست؛ چرا که انسان از ابتدا تا کنون همین بوده که اکنون هست.

برخی که خودفراموش کرده [الینه] شده‌اند و خود را ابزار می‌بینند، گمان می‌کنند که چون با رشد علمی و صنعتی، امکانات آدمی تغییر یافته، پس تمامی ویژگی‌های وجودی او نیز تغییر یافته است؛ و حال آن که اصلاً چنین نمی‌باشد، این انسان امروزی، همان انسان قرون گذشته است.

  • -در عرصه‌ی علوم انسانی می‌بینید که غرب، پس از پشت سر گذاشتن تمامی “ایسم”ها، به پست مدرنیسم و پسا پست مدرنیسم می‌رسد، به اومانیسم و لیبرالیسم می‌رسد و در آخر کار، و پس از مواجه با ناکارآمدی و شکست، توسط “جامعه‌گرایان”، راه تکامل و نجات انسان را همان نظریات اخلاقی ارسطویی (حتی در سیاست و حکومت) اعلام می‌دارد!
  • -بشر پیشرفته‌ی امروزی، اگر بیش از دوران جاهلیت اعراب و غیر اعراب، نژاد پرست نباشد، کمتر نیست. چنان که شاهدید با روی کار آمدن “ترامپ” که بازی جدید و مشترک سردمداران اقتصادی (سرمایه‌داران) امریکاست، نژادپرستی، به موضوع اصلی مبدل گردیده است. بحث از دیوار کشیدن بین امریکا و مکزیک برای جلوگیری از مهاجرت – به گروگان گرفتن کارمندان دولت و تعطیلی آن جهت گرفتن بودجه از پارلمان – درگیری‌های ایجاد شده در ایتالیا، انگلیس، فرانسه و آلمان، همه بر محور نژادپرستی می‌باشد. برتری نژاد سفید اروپایی، و انسان دست دوم و سوم بودن دیگران، هنوز در امریکا و اروپا، یک اصل اعتقادی می‌باشد!
  • -بردگی سنتی و مدرن، به مراتب بیش از گذشته است. اوباما به صراحت گفت: «ما نمی‌توانیم ژن برده‌داری را از امریکایی‌ها جدا کنیم»! آدم‌ربایی و بیگاری کشیدن از انسان، به مراتب گسترده‌تر و پیچیده‌تر از گذشته شده است، حتی در پیشرفته‌ترین کشورها
  • -هم چنین است فاصله طبقاتی ثروتمند و فقیر و یا برتری منطق “سلاح” بر “عقل، عدالت و قسط، و حتی رأی اکثریت یا به قول خودشان دموکراسی”! چنان که می‌بینید جهان غرب، درگیر اعتراضات مردم علیه سرمایه‌داری غربی می‌باشد؛ از اعتراضات ۹۹ درصدی‌های امریکا گرفته، تا جلیقه زردهای فرانسه و …

*- بنابراین، علل ارتداد بیشتر اعراب، پس از رحلت، همین علل و عوامل کفر، استکبار و ارتداد امروز می‌باشد.

ارتداد در یک حکایت

چندین‌بار این حکایت نقل شد که علامه آیت الله محمدتقی جعفری رحمة الله علیه، می‌گفتند: «روزی خانمی نزد من آمد و گفت: بیچاره و بدبخت شدم، چون شوهرم مرتد شده است»! خب در اوایل انقلاب (مانند اوایل اسلام)، برخی شب مسلمان می‌خوابیدند و صبح مارکسیست و یا لیبرالیست و یا ملی‌گرا بر می‌خاستند! علامه گفت: «به ایشان گفتم که به همسرت بگو بیاید با هم صحبت کنیم؛ سه روزی با او صحبت کردم، بسیار هم مفید بود. بعد آن خانم را صدا کردم و به او گفتم: خانم اصلاً نگران ارتداد شوهرتان نباشید، چون او اصلاً به اسلام وارد نشده بود که اکنون خارج شده و مرتد شده باشد»!

  • -حال سؤال این است که آیا آن دسته از اعراب که پس از رحلت مرتد شدند، اصلاً حقیقتاً به اسلام وارد شده بودند که پس از رحلت خارج شده باشند؟! آیا پس از ایمان به کفر گرویدند، یا اساساً هیچگاه ایمان نیاورده بودند؟! برخی که از صحابه شمرده می‌شدند و در صف اول نماز نیز به ایشان اقتدا می‌کردند، می‌گفتند: «فلان معجزه را که دیدیم، یقین کردیم که او ساحر است»!

خداوند متعال در مورد ادعای ایمانی آنها، تصریح دارد که بگویید: “اسلام آوردیم و نگویید ایمان آوردیم”، چون ایمان اصلاً به قلب شما وارد نشده است:

«قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَإِنْ تُطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا يَلِتْكُمْ مِنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ» (الحجرات، ۱۴)

ترجمه: [برخى از باديه‏ نشينان] اعراب گفتند: ايمان آورديم! بگو ايمان نياورده‌ايد، ليكن بگوييد اسلام آورديم و هنوز ایمان در دل‌هاى شما داخل نشده است و اگر خدا و پيامبر او را فرمان بريد از [ارزش] كرده‌‏هايتان چيزى كم نمى‌كند خدا آمرزنده مهربان است.

  • -“تسلیم شدن”، ممکن است به اختیار باشد، مانند مؤمنی که تسلیم خدا می‌شود و یا بنده‌ای که تسلیم نفس خویش می‌گردد؛ و ممکن است به زورباشد، مانند اسرای جنگی، یا اسرای شرایط سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، محیطی – و ممکن است به اختیار و برای حفظ موقعیت و نفوذ برای سوء استفاده و ضربه زدن در موقعیت مناسب باشد و …؛ اما “ایمان”، مبتنی بر یک شناخت عقلی و یک باور و گرایش قلبی است.
  • – بنابراین، اگر شرایط برای کسی که ایمان نیاورده و فقط تسلیم شده، دگرگون گردد، از آن چارچوب خارج شده و باز می‌گردد. فرمود: «دینی که با رجال بیاید، با رجال هم می‌رود»؛ و این بازگشت نیز همیشه رو به عقب، گذشته، و دارایی‌های قبل از تسلیم، و بازگشت (ارتداد) به عقاید، تعلقات و آداب و رسومی است که قبلاً تسلیم آنها بوده و با آنها اُنس گرفته، خواهد بود.

ارتداد قبل از رحلت:

ارتداد [حال اگر نامش را ارتداد بگذاریم]، پیش از رحلت واقع شد. در آنجا که پس از ۲۳ سال مسلمانی (تسلیم)، امرش را نافرمانی کردند و به بهانه‌ی “دلتنگی” از مدینه خارج نشده و به جبهه‌های مرزی نرفتند – آنجا که بر بالینش گفتند: «او هذیان می‌گوید»، نمود ارتداد به مراتب بیش از وقایع پس از رحلت بود. امروزی‌ها نیز می‌گویند: وحی نبوده، بلکه از خودش گفته است – اطاعت از همه فرمایشاتش واجب نیست – حتی به امام زمان علیه السلام نیز می‌شود انتقاد کرد و … .

ارتجاع، علت اصلی ارتداد و هر انحراف دیگری

“ارتجاع” یعنی بازگشت به گذشته و رجوع به فرهنگ‌ها، آداب و رسوم گذشتگان و جاهلیت. جاهل، یعنی بی‌خرد؛ و هر گاه بی‌خردی رخ نماید، رفتارهای جاهلی رخ می‌نماید.

با دقت در آیات قرآنی، معلوم می‌شود که از دلایل عدم پذیرش اسلام و دلایل عقلی و راه‌کارهای منطقی‌اش، منافات داشتن با اعتقادات، افکار، اندیشه‌ها، فرهنگ‌ها و آداب جاهلی گذشتگان بوده است و می‌گفتند: «ما دین آبا و اجدای خود را ترجیح می‌دهیم»، چنان که امروزه نیز بسیاری چنین می‌گویند. این گروه، در برابر بیان حقایق، می‌گفتند: “دروغ” است – و در مقابل تمامی معجزات می‌گفتند: “سحر” است – و در مقابل تمامی براهین، می‌گفتند: “شعر” است، چرا که ما نظیر اینها را از پدران خود نشنیده‌ایم «وَمَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي آبَائِنَا الْأَوَّلِينَ – و ما چنین چیزی از پدران خود نشنیده‌ایم»! و البته هر گاه لازم می‌شد، می‌گفتند: ما پیشرفته‌ایم، و سخن از خدای واحد، دین، ارزش‌های اخلاقی و …، خرافه‌های گذشتگان است! آیا مدعیان مدرنیته و به اصطلاح روشنفکران امروزی‌ها جز این می‌گویند و در هر دو مورد، همان منطق جاهلی را پیروی نمی‌کنند؟!

«وَقَالُوا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ اكْتَتَبَهَا فَهِيَ تُمْلَى عَلَيْهِ بُكْرَةً وَأَصِيلًا» (الفرقان، ۵)

ترجمه: و گفتند: [اینها همان] افسانه‌‏هاى پيشينيان است كه آنها را براى خود نوشته و صبح و شام بر او املا مى‌شود.

و خداوند متعال، به عقل این بشر در گذشته، حال و تا آخر زمان تلنگر می‌زند که آیا حتی اگر پدران شما نادان بودند و غلطی کردند، شما باید از آنان پیروی کنید؟!

«وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَى مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُوا حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ» (المائدة، ۱۰۴)

ترجمه: و چون به آنان گفته شود به سوى آنچه خدا نازل كرده و به سوى پيامبر[ش] بياييد مى‌گويند آنچه پدران خود را بر آن يافته‌ايم ما را بس است! آيا هر چند پدرانشان چيزى نمى‏‌دانسته و هدايت نيافته بودند.

پرسش خداوند سبحان:

خداوند متعال، در زمان حیات پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله، و در کلام وحی که توسط خود ایشان ابلاغ گردید، پرسشی را طرح می‌کند که پاسخ، تلنگر و تذکرش در درونش می‌باشد؛ می‌پرسد: اگر این پیامبری که امروز تسلیم او شدید (مسلمان شدید) رحلت کند، چه می‌‌کنید، آیا به عقب بر می‌گردید؟!

«وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَنْ يَنْقَلِبْ عَلَى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئًا وَسَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ» (آل‌عمران، ۱۴۴)

ترجمه: محمد (ص) فقط فرستاده خداست؛ و پیش از او، فرستادگان دیگری نیز بودند؛ آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود، شما به عقب برمی‌گردید؟ (و اسلام را رها کرده به دوران جاهلیّت و کفر بازگشت خواهید نمود؟) و هر کس به عقب باز گردد، هرگز به خدا ضرری نمی‌زند؛ و خداوند بزودی شاکران (و استقامت‌کنندگان) را پاداش خواهد داد.

شاخصه‌ها و نمودهای ارتجاع:

اگر چه نمادهای جاهلیت دیروز اعراب و یا امروز غرب و شرق، به حسب ظاهر تفاوت‌هایی دارند، اما ریشه‌ها یکی است، چرا که انسان امروز، همان انسان دیروز است، فقط الاغش به خودرو، و شمشیرش به بمب‌های اتمی و شیمیایی مبدل شده است.

  • -نژاد پرستی – قوم گرایی – زورمداری – فرعونیت – رانت‌خواری – جایگزینی رأی قدرتمندان به جای وحی – استناد به رأی اکثریت در مخالفت با امر خداوند حکیم – تجمل گرایی – فتنه، توطئه، فریب، نفاق – و خلاصه گزینش و جایگزینی “دنیاگرایی بر مبنای لذت و منفعت شخصی”، به جای معادگرایی و گزینش ارزش‌های انسانی و حیات معقول؛ همه شاخصه‌ها و نمادهای ارتجاع می‌باشند. لذا نه در سقیفه و پس از آن اتفاق دیگری بر مبنای شاخصه‌های دیگری رخ داد، نه در طول تاریخ و حکومت امویان و عباسیان و … اتفاق دیگری افتاد، و نه امروز در سرتاسر جهان، و نظام سلطه، شاخصه‌های دیگری وجود دارد و اتفاقات دیگری می‌افتد.

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*